مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

120

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

او را از اين حال و هوا به دور كرد . اكنون كه با فاصله‌اى تقريبا بيست ساله ، متن كامل آن شش مجلد در دو جلد انتشار مىيابد ، خداى را سپاسگزارم كه اين خدمت ناچيز به زبان و فرهنگ و تاريخ ايران به سامان رسيده است و جويندگان اين نوع كتابها مىتوانند متن كامل كتاب را در اختيار داشته باشند . اسلوب ترجمه ، در حدّ توانايى مترجم ، چنان بوده است كه ضمن رعايت امانت و حفظ بعضى از تعبيرات و اصطلاحات - كه ارزش تاريخى و فرهنگى دارند - ، عبارات كتاب ساده و طبيعى باشند و تا حدى از اسلوب نثر قرنهاى اوليّه ، كه به عصر مؤلف نزديك‌اند ، دور نباشند . خوانندگان دانشمند كتاب ملاحظه خواهند كرد كه مصحح ، به همان اندازه كه وقت خود را براى ترجمهء كتاب صرف كرده است ، زحمت تصحيح متن عربى كتاب را نيز عهده‌دار شده است و بسيارى از ساقطات متن را ، از روى نسخهء عكسى كتاب ( موجود در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) و بيشتر از آن ، از خلال متون كهن ديگر ، گاه ، بازسازى كرده است با اين همه مواردى باقى مانده است كه افتادگى و نقص آن مسلّم است و در فرصتهاى موجود ، امكان يافتن شكل درست آن عبارات به دست نيامد . اهل تحقيق در آينده اين مهم را عهده‌دار خواهند شد . يك نكته را كه در مقدمهء جلد چهارم ترجمه در سال 1351 نوشته‌ام در اينجا عينا نقل مىكنم و سپس توضيحى بر آن مىافزايم : « مقدارى از غلطها هم از تصحيحات نابجاى مصحح كتاب ، يعنى كلمان هوار ، سرچشمه گرفته كه آنها را نمىتوان جزء اغلاط مطبعى بشمار آورد . آنچه روز بروز براى من روشن‌تر مىشود اين است كه هوار در تصحيح اين كتاب خيلى از « شغلتنا » ها را « شدرسنا » كرده و من به علّت اعتماد به مقام او - مثل همهء خاورشناسانى كه حرفشان وحى منزل شمرده مىشود ! - از اين نكته غفلت داشتم ، بعد به تدريج ، در خلال چاپ كتاب ، متوجه شدم و دير شده بود . اميدوارم اين نكات را در مقدمهء مفصّل خود يادآورى كنم . » [ 1 ] اكنون يادآور مىشوم كه در اين چاپ ، حتى المقدور ، از آن گونه اصلاحات كه هوار مرتكب شده پرهيز كردم و همان صورت موجود در متن را - تا جايى كه امكان داشت - محفوظ نگاه داشتم . بعضى از اين موارد را در پاى صفحه نيز متذكر شدم ولى ذكر تمام موارد ، ضرورتى نداشت . هوار ، علاوه بر تصرفات ناروايى كه در متن كرده ، در مشكول كردن ( اعراب گذارى ) كلمات و عبارات نيز خواننده را ، گاه ، گمراه كرده است مثلا ، چنان كه در جاى ديگر هم تذكر دادم ، در صفحهء 223 تمام « حكى » ها را كه فاعل آن فلوطرخس بوده است به صيغهء مجهول درآورده است [ 2 ] و اين كار ،

--> [ 1 ] يادداشت مترجم بر جلد چهارم آفرينش و تاريخ ( انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران ، 1350 ) . [ 2 ] البدء ، ج 1 ، ص 136 .